کد خبر : 109395
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 16 نوامبر 2021 - 13:18

گوشه‌ای از چالشِ هویت و ماهیت زن در ایران امروز/نقدی بر نمایش “اندوه سپید دخترکان”

گوشه‌ای از چالشِ هویت و ماهیت زن در ایران امروز/نقدی بر نمایش “اندوه سپید دخترکان”

اندوه سپید دخترکان با نزدیک شدن هرچه بیشتر به جنس دغدغه‌ها و مسائل هویتی و ماهیتی زنانه، تلاش میکند تا راوی خوبی از وضعیت موجود زنانه سرزمین ایران بزرگ باشد.

عصر فرهنگ؛ پوریا فرجی-نمایش اندوه سپید دخترکان، به کارگردانی سعید بکایی، این شب‌ها در تماشاخانه هیلاج روی صحنه در حال اجراست؛ نمایشی که تلاش میکند تا پرده‌ای از رنج زنان سرزمین ایران در جغرافیای گوناگون کنار بزند و حتی مرز مکانی روایت را فراتر از مرزهای کنونی ایران در میان اقوام فارسی زبان در کشور همسایه جابجا کند تا روایتی جامع و کامل از رنج زنان سرزمین ایران بزرگ روایت کند.

قالب کار به صورت چند اپیزودی طراحی شده است و هر اپیزود نماینده‌ای از زنان امروز ایران است و آنچه بر احوالات آنها میگذرد، متناسب و به فراخور همه‌ی روحیات و خلقیات زنانه. نمایش با روایت آغاز میشود و با روایت تمام میشود و دقیقاً همین حفظ بستر روایی و داستانک محور در قالب هر اپیزود است که به کشش نمایش افزوده است. جدای از توصیفات و انعکاس‌های مبتنی بر متن در نمایش، اثر از یک میزانسن منسجم برخوردار است و به نحو درست و منطقی کارگردانی شده است، این در حالی است که در این نمایش اساساً تعویض پرده و صحنه وجود ندارد و از ابتداهمه‌ی اپیزودها با قالب خود روی صحنه حاضر هستند و انگار که فضای صحنه به مانند یک تک شات از اپیزودی به اپیزود دیگر تغییر وضعیت میدهد و یکی از وزنه‌ها و امتیازات این نمایش همین حضور تمام اپیزودها در صحنه است، چراکه هم باید نظم و کشش حسی هر اپیزود در صحنه از درون حفظ شود و انسجام یابد و هم نسبت هراپیزود با اپیزود مجاور آن از یک استقلال مشخص اما دارای یک پیوستگی کلی موضوعی برخوردار باشد که در صحنه و از ابتدا تا طول کار و پایان‌بندی این وضعیت دو وجهی شامل درون اپیزود و برون اپیزود حفظ شده است و به قوت خود برقرار است؛ اما جای بحث دارد که علی رغم میزانسن ملموس و جذاب در شروع و پایان نمایش، ارائه حسی آن از سوی بازیگران از جنبه‌ی درک درست حس و خیال موقعیت به  تلاش و تعمق بیشتر نیازمند است، خصوصاً آنکه وقتی اثر با یک شروع قوی و قدرتمند آنچنان که مقرر بوده آغاز شود از همان ابتدا مخاطب را به طور پُرکشش و قوی به خود مشغول میسازد تا سسایر موارد خصوصاً پاساژهای حسی و موقعیتی میان اپیزودهای دیگر از این جنبه ممکن شود و از این رو شروع (Opening) نمایش در قالب اپیزود اول نیازمندِ درک و باور بیشتر از سوی بازیگر است، همچنین در پایان‌بندی اثر و با توجه به میزانسن طراحی شده توسط کارگردان، نوعی تکمله و جمع‌بندی میان همه اپیزودها شکل گرفته است که آن نیز علی رغم شفاف بودن ماهیت‌اش در متن، اما در صحنه از آن حس مورد نیاز و کافی مکمل سازِ میان‌اپیزودی برخوردار نیست و اگر مقرر است تا همه اپیزودها از پیرمون صحنه با قلب صحنه مجتمع شوند، نیاز به جاری سازی حسی بیشتر است تا به طور شفاف و دقیق برای شخص مخاطب، باور پذیر باشد. در این بین قابل بیان است که هر اپیزود از پتانسیل حسی قابل توجه است اما احساس میشود چیزی شبیه گارد یا عاملی دیگر منجر میشود تا بازیگر آن حس مورد انتظار که اتفاقاً بالقوه است را کمتر به فعل تبدیل کند که در صورت تحقق این مورد، میزان حس و انسجام حسی در هر اپیزود نیز از قدرت و انسجام بیشتر برخوردار میشود.

در مجموع نمایش اندود سپید دخترکان اثری قابل احترام با هدفی قابل تأمل و دغدغه‌مندانه است که موضوع زنانه را در یک جامعه‌ی مردسالار در بستر نمایش روایت میکند و با نزدیک شدن هرچه بیشتر به جنس دغدغه‌ها و مسائل هویتی و ماهیتی زنانه، تلاش میکند تا راوی خوبی از وضعیت موجود زنانه سرزمین ایران بزرگ باشد.

پایان متن/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.