کد خبر : 59548
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 مارس 2021 - 12:20

نگاهی اجمالی بر فیلم “تک تیر انداز” / در ستایش خود بودن

نگاهی اجمالی بر فیلم “تک تیر انداز” /  در ستایش خود بودن

برایم مهم نیست که آیا فیلم تک تیر انداز نعل به نعل از روی زندگی و وقایع نبرد پایانی شهید عبدالرسول زرین ساخته شده یا نه، بیشتر برایم مهم است که او دقیقا پهلوانی است که باید باشد…

امیر امیری-نویسنده و کارگردان تئاتر

سینمایی که من دوست دارم و فکر می کنم هر انسان موحدی دوست دارد سینمایی است که انسان را آنگونه که هست به تصویر بکشد و نه انسانی که دنیای هجو شده کنونی می خواهد، تمدن حاضر انسان را موجودی تک ساحتی می خواهد، موجودی پلشت، کوته فکر، حیوان گونه و حال به هم زن، انسان مطلوب سینمای غالب امروز انسانی است که اگر شاعر است فقط شاعر است و حتی نمی تواند واشر شیر آب خانه اش را عوض کند، اگر جنگنده است، از عواطف انسانی فقط نیاز جنسی را دارد و بس، اگر راننده تریلی است برایش غیر معقول است که بتواند با کودکی یتیم ارتباط گرفته و او را دوست داشته باشد چرا که او فقط باید جاده و فیلتر روغن و آچار چرخ و سگدست را دوست داشته باشد و اگر راننده کامیونی با پسر نوجوانی دوست شود حتما همجنس باز است و… .

تک تیرانداز» در کمین «فیلم فجر۳۹»/ تولید در شرایط سخت ادامه دارد - خبرگزاری  مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

در فرهنگ ایرانی قهرمان در قیاس با امام علی (ع) تعریف می شود، یعنی پهلوان جنگ و همبازی یتیم، شیر روز و مناجاتیِ شب، کمی پیش تر که می آییم قهرمان دیگری به نام پوریای ولی سر بر می کند، کسی که بینی گردنکشان و یلان را به خاک می مالد اما در مقابل ناله پیرزنی تسلیم می شود و بینی اش به خاک مالیده می شود، پهلوان معاصر ایرانی اما تختی است، او نمای ملموس و امروزی پوریای ولی است، کسی که نه تنها در میدان مسابقه کسی را یارای مقابله با وی نیست بلکه در جامعه نیز حتی در مقابل پادشاه توتالیتری مانند محمدرضا سر خم نمی کند، اما در مقابل کشتی گیری که دچار آسیب دیدگی است از یک دست استفاده می کند، رحم و شفقت بخشی از تعریف پهلوانی در ایران است و قهرمان فیلم تک تیر انداز هم از این قاعده مستثنا نیست.

برایم مهم نیست که آیا فیلم تک تیر انداز نعل به نعل از روی زندگی و وقایع نبرد پایانی شهید عبدالرسول زرین ساخته شده یا نه، بیشتر برایم مهم است که او دقیقا پهلوانی است که باید باشد، مثل تختی، مثل پوریای ولی، شاید اگر من بودم شخصیت او را ملموس تر می نوشتم، کمی از ضعف های شخصیتی اش می نوشتم، شاید اگر خود عبدالرسول زرین قصه فیلم نامه را می نوشت چیزهایی می نوشت که شخصیتش قابل باورتر می شد، شاید هم نه! چرا باید شک داشته باشیم مردی که به این درجه از توانایی نظامی رسیده نمی توانسته به این درجه از کمالات انسانی رسیده باشد؟ اگر زندگی سرتیپ علی فضلی و امثال وی نوشته شود آیا می توانیم نکته تاریکی در زندگی اش پیدا کنیم؟ چرا باید همیشه بر اساس قالب های موفق درام، به خلق اثر بپردازیم؟ اگر نویسنده ای پیدا شد و نخواست تجربه های موفق را تکرار کند و خواست آنگونه که دلش می خواهد بنویسد طبق کدام اصل مُتقن می توانیم بگوییم کارش غلط است؟

یادم است ده سال پیش نمایشنامه ای نوشتم که القصه چند تن از نویسندگان قدر هم خواندند و گفتند نمایشنامه درخور توجهی است، اما وقتی به یکی از نهادهای حمایتی اتفاقاً انقلابی مراجعه کردم چند کارشناس تحصیل کرده دانشگاه های خودی، مثل بختک افتاندن روی متن و شروع کردند به اِن قُلت های بنی اسرائیلی و مقایسه نمایش نامه من با آثار نویسندگان شهیر از شکسپیر و چخوف گرفته تا بکت و میلر، هر کدام از شخصیت های داستانم را گذاشتند زیر کلیشه های مختلف تا بتوانند کوچکترین تفاوتی پیدا کنند، من هم برای اینکه بتوانم بودجه ای بگیرم و پس از سالها دوری از صحنه اثری را روی صحنه ببرم هر بار به توصیه های آنان جوری متن را بازنویسی کردم که هم با قالب کلاسیک درام مطابقت داشته باشد، هم با شیوه برشت و هم با نوع نگاه ابزود، اما باز جایی از نمایشنامه می ماند که در آنجا من خودم بودم و باز ایرادات کلیشه ای و باز سنگ و قلاب کردن… تا اینکه آن نمایشنامه را رها کردم و رفتم سراغ متنی که بتوانم بی چشمداشت از نهادهای حمایت کننده به روی صحنه ببرم، بعدها که کمی نامم در رسانه ها تکرار شد آثار پر از ایراد خودم و دیگران را دیدم که در شوراها می رود و به سلامت سر برون می آورد و تازه فهمیدم که هنرمند باید خودش باشد و فهمیدم که قالب های موفق درام برای شکستن نوشته شده اند.

علی غفاری و نویسنده فیلم نامه تک تیرانداز قالبی را نمی شکنند، اتفاقا درامی سر راست را پیش می برند اما طبق روال چند دهه گذشته سینمای هالیوود سعی نکرده اند با گذاشتن چند نقطه سیاه یا خاکستری روی شخصیت قهرمان اصلی او را ملموس کنند، چه این اتفاق آگاهانه و انتخابگرانه باشد و چه از روی مستغرق شدن در شخصیت اسطوره ای عبدالرسول زرین، به خودی خود ایرادی محسوب نمی شود، اگر جایی از فیلم حس کردیم که شعاری است این ایراد است و اگر جایی از فیلم احساس خستگی کردیم ضعف است اما باید بپذیریم که هیچ اثری بی عیب نیست. تنها چیزی که یک اثر را ستودنی می کند این است که به مخاطبش چیزی اضافه کند و تک تیر انداز به من شعفی وصف ناپذیر برای دوست داشتن یک ایرانی معاصر به نام آقا رسول افزود، شعفی که می تواند برق چشمانم شود یا سماعی در دستانم.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.