کد خبر : 58848
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 25 مارس 2021 - 2:53

“شاید در اجراهای نوروزی شما را تمیز ندهند که یک آرتیست هستید یا یک متکدی!”/گفت و گو با امیرحسین انصافی-هنرمند نوروزخوان

“شاید در اجراهای نوروزی شما را تمیز ندهند که یک آرتیست هستید یا یک متکدی!”/گفت و گو با امیرحسین انصافی-هنرمند نوروزخوان

وضعیت وقتی آشفته تر می شود که اخیراً دیوانسالاران پشت میز نشین هم به ظنِّ خود صورت سیاه سوخته اش را قضاوت می کنند و هویت اش را دستکاری!

پوریا فرجی؛ عصر فرهنگ؛ – از حاجی نوروز، عمونوروز، حاجی فیروز،… در افسانه ها و اسطوره ها بارها روایت شده است و داستان ها و حکایت ها درباره آنها گفته شده است… تا اینکه تاریخ به زمانه ما رسیده است؛ زمانه ای که ترجمان تازه و عجیبی از نوروزخوانی را شاهد هستیم. حاجی فیروز امروزی را گاهی سَر چهارراه یا میان خطوط بزرگراه و در انبوه ترافیک می بینیم که با پوشش و ظاهری نخراشیده، بیشتر به بهانه ای برای گدایی می ماند تا نشانه ای از تاریخ یک ملت! این وضعیت وقتی آشفته تر می شود که اخیراً دیوانسالاران پشت میز نشین هم به ظنِّ خود صورت سیاه سوخته اش را قضاوت می کنند و هویت اش را دستکاری! پیرامون این شخصیت به سراغ امیرحسین انصافی رفتیم. او هنرمند حرفه ای تئاتر است و در کنار آن به آئین و هنر نوروزخوانی نیز مشغول است. همچنین او در رخداد “نوروز ۱۴۰۰، نوروز دوستی” که در ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۹ در میدان تاریخی مشق تهران برگزار شد، در مقابل سفرای کشورهای حوزه فرهنگ نوروز با هیبتی به رنگ سیاه و سرخ، هنر نوروزخوانی ایرانی را در مقابل سفره های نوروزی اقوام ایرانی به نمایش گذاشت. عصر فرهنگ با او گفت و گویی ترتیب داده تا او از تلخی ها و شیرینی های هنر نوروزخوانی بگوید:

  • لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمائید چطور شد که این مسیر را انتخاب کردید؟

امیرحسین انصافی هستم، متولد بهار ۱۳۷۱٫ حدوداً ۱۷ سال است که به فعالیت حرفه ای تئاتر مشغول هستم و از نوجوانی در رادیو و تلویزیون مشغول به کار شدم و الان به عنوان نویسنده و کارگردانِ برنامه های رادیویی و تلویزیونی و بازیگر و کارگردان صحنه تئاتر فعالیت می کنم. مدرس موسیقی نیز هستم. من غیر از اینکه در یک خانواده هنری پرورش یافتم، یک راه بسیار موثر نیز پیش پایم قرار داشت که آن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. با کانون آشنا شدم و خودم را محک زدم و راهم را پیدا کردم. به اتفاقِ دوستان و همسالان گروه تئاتر تشکیل دادیم و فعالیت کردیم که بعدها منجر به فعالیت های حرفه ای و حضورِ جشنواره ای شد.

  • لطفاً کمی از سوابق جشنواره ای و اجراهای هنری تان بگویید.

قریب به ۸ جایزه جشنواره ای برای ایفای نقش های مرد دارم که نتیجه حضور در جشنواره های فجر، ماه، تئاتر شهر، جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، بین المللی همدان، جشنواره سراسری تئاتر سیاه بازی و جشنواره هایی مانند شهروند لاهیجان، چتر زندگی یزد و جشنواره تئاتر خیابانی مریوان می باشد. در اجرهای عمومی در بیش از ۳۰ اثر بازیگر بودم و در بیش از ۴۰ اثر آهنگساز و شاعر بودم.

  • فعالیت های شما با آیین نوروز دارای چه ارتباطی است؟

از دیرباز هنر و فرهنگ با هم آمیخته بودند. در گذشته های دور و وقتی تاریخ را در ادوار مختلف بررسی می کنید، پیدایش گونه ها و آئین های مختلف نمایشی، همه با هنر و نمایش و ادبیات و موسیقی در آمیخته است. لازم است این نکته را اضافه کنم که من در رشته ادبیات فارسیِ محض تحصیل کردم و مدرس موسیقی و آهنگساز نیز هستم و همه اینها به طور زنجیروار به هم متصل است. اگر فرهنگ و هنر و شیوه اجرایی نمایش های سنتی زنده نباشد، هیچ رَدی از آئین های به جا مانده مان نمی بینیم و نخواهیم داشت.

  • آموزش نوروزخوانی به نسل خودتان یا افراد و جوانانِ سایر نسل ها باید چگونه باشد؟ اقدام شما در این راستا چه بوده است؟

بهترین روش برای شروع آن، تقلید است. من یک آرشیو غنی نزدیک به یک ترابایت شامل نمایش های سنتی دارم و هریک از عزیزان اگر بخواهند در اختیارشان قرار می دهم تا ببینند و بررسی و تحلیل کنند و این بهترین شیوه مطالعه برای آنها است. به منظور آموزش، این آئین ها را با هم ترکیب کردیم و آنها را به چند نمایش تبدیل کردیم و این نمایش ها را به مدت چندین سال به طور پیاپی در سالن های مختلف اجرا کردیم و از علاقمندان دعوت کردیم و گاهی هم در شرایط کلاسی که وجود داشته، آنها را ملزم کردیم تا بیایند و این نمایش را ببینند. عمده ترین مسئله در اینجا، شناختِ شکل و فرم و محتوا است و بعد از آن تکنیک های اجرایی آن است که خیلی به موسیقی و آواز وابسته است. همیشه به بچه ها تأکیدِ موأکد داشتیم که حتماً در این زمینه سطح سواد و تجربه شان را بالا ببرند و تا جایی که توانستیم نیز در آموزش کمک کردیم. 

  • لطفاً کمی از پیشینه تاریخی و سنتی و آئینی نوروزخوانی، شخصیت حاجی فیروز و شخصیت عمونوروز بگویید؟

این دو شخصیت با هم متفاوت هستند اما شواهدی داریم که این دو اولین نوروزخوان ها بودند که به شهرها و کوی و برزن می آمدند و ضمن اینکه خبر عید و بهار و تازه شدن را می دادند، حتی ممکن بوده در آنجا یک شکل نمایشی هم داشته اند و فقط آوازخوانی نبوده باشد. مثلاً یک ویژگی بارز در کدخدای شهر را دستمایه قرار می دادند و در اجراهای شان به آن اشاراتی می کردند و در واقع یک فرم نمایشی هم داشته است. اما اگر بخواهیم به طور مجزا به آن بپردازیم، آن را به طور کهن تر، ریشه دار تر و اصیل تر به حاجی فیروز منتسب می کنند و بنا به روایت ها و نظریات مختلف گفته می شود که او یک آتشبان و نگهبان آتش بوده است. چون آتشکده ها در نزدیکی کوهپایه ها و ارتفاعات یا در کنار مقررِ منجمین بوده است، آتشبان ها اولین افراد و گماشته هایی بودند که خبر نو شدن و بهار را در می یافتند و در کوچه و برزن به مردم اطلاع می دادند و شادباش می گرفتند؛ نه اینکه مثل الان بگوییم که آنها گدا هستند و کنار ماشین ها و گذر به آنها پولِ خوب می دهند! و امروز چون رگ و ریشه اش را نمی دانند، آن را با تکدی گری همتراز می دانند. همچنین صورت سیاه آنها هم از این جهت بوده که در مجاورت آتش قرار داشتند. نظریه دیگری می گوید که اینها نوید دهنده های بهار هستند و دنبال رو راه سیاوش هستند و به خونخواهیِ او سرخ به تن می کنند و وجه شان را سیاه می کنند و راه پایمردی و جوانمردی را پیش می گیرند و همیشه به دنبال نوید دادن شادی و طراوت هستند. از دوران پیش از ساسانیان هم درباره نوروزخوانان سند داریم که بعدها در اقوام مختلف شکل های متفاوتی هم پیدا کرده است.

  • متاسفانه این روزها شاهد شنیدن مواردی مانند مقایسه صورت سیاه حاجی فیروز با نژاد پرستی هستیم. به عنوان یک اجراگر نظرتان در این مورد چیست؟

این از جهالتِ یک عده مسئولِ نالایق و بی کفایت سر می زند که اخیراً هم این موضوع خیلی در فضای مجازی منتشر شده است که شهرداری و مسئولین ذیربط شهرداری اعلام کرده اند که از این به بعد نباید صورت حاجی فیروز در برنامه های دولتی در فضاهای عمومی سیاه باشد و این بحث تبعیض نژادی و تحقیر نژادی است… که متاسفانه به دلیل عدم شناخت کافی است. همچنان که ما کمی به تاریخچه و سیاه بودن صورت حاجی فیروز پرداختم، اگر آنها کمی روی شخصیت حاجی فیروز مطالعه کنند، هیچوقت این اتفاق نمی افتد و هیچوقت این فرمان های سرشار از بلاهت و جهالت صادر نمی شود که بخواهد یک جماعتی را به دردسر بیاندازد که تازه این آقایان را توجیه کنیم که دلیل و چیستی آن را بگوییم  و بخواهیم آنها را قانع کنیم که از این حرف ها صرف نظر کنند.

اجرا در یک محوطه تاریخی مثل وزارت امور خارجه و میدان تاریخی مشق از چه چالش ها و فرصت هایی برخوردار بود؟

این اجراها همیشه با عوام مردم پیوند دارد اما این اجرا در این محوطه برای من یک اجرای خیلی کلاسیک و چهارچوب بندی شده ای بود تا اینکه من در دل بازار و کوچه و خیابان بروم و این اجرا را انجام دهم و واکنش ها را ببینم و مردم را آگاه کنم که درباره این شخصیت اشتباه می کنند و آنها را از اصالت واقعی آن آگاه کنم. فکر می کنم آگاهی بخشی و اثربخشی آن در میان عوامِ مردم بیشتر خواهد بود تا اینکه در یک محوطه آنکادره و خیلی دارای حساسیت مثل وزارت امور خارجه اجرا رویم که اجرا رفتیم و آن هم زیبایی خاص خودش را دارد و اینجا ما نماینده فرهنگ و هنرِ ملت ایران در مقابل اقوام و دولت ها و ملت های مختلف مثل تاجیکستان، قرقیزستان، عراق و… بودیم.

  • وضعیت کرونا بر فعالیت های شما چه اثری داشته است؟

قطعاً لطمه دیده است. به این خاطر که بیشتر تولیدات ما به حوزه تولیداتِ جشنواره ای و اجراهای عمومی تئاتر با الهام از شخصیت های نوروزی و اجرای آن در صحنه برمی گردد ولی تئاتر و جشنواره های آن به شدت لطمه دید و بچه های بازیگر آسیب های جدی مالی دیدند؛ بماند که عده زیادی درگیر اجراها و جشنواره های عمومی نیستند و در زیرمجموعه ها و اجراهای مناسبتی و ارگان ها و سازمان ها و اجراهای خصوصی مشغول هستند که به طور کل تعطیل شد و حالا کم کم دارد دوباره جان می گیرد. این خسارت غیرقابل جبران است و با یک هنرکارت به ارزش یک میلیون و نیم و کمک به انجمن برای رفع خسارت به ارزش یک میلیون که روی آن کارت عنوانِ بنیاد مستضعفان بخورد و… دردی درمان نشد ولی اگر دوباره جمع مردم و گردهمایی ها و سرورهایی که همه با اتحاد مردم است را ببینیم، قطعاً این جشن ها و این دست اجراها و این طیفِ هنر اجرای نمایشی را دوباره شاهد خواهیم بود و انشاءالله بچه ها دوباره به جریان کار بیافتند و جبرانِ خُسران شود.

  • فعالیت در قالب اجرای نوروزخوانی دارای چه دشواری هایی است؟

دشواری در قالب اجرای نوروخوانی که غالباً  باید آن را اجرای میدانی گفت، زیاد است. اول اینکه امکانات صوتی نیست و از این جهت خیلی انرژی صرف می کند و دوم اینکه، عوامِ مردم حضور دارند و شما باید برای هر قشری پاسخگو باشید؛ ممکن است یک نفر بخواهد اجراگر را آزار و اذیت دهد یا مزه پرانی کند، لذا باید بداهه گویی داشته باشید. همچنین باید بیشتر از اجرای سالنی، نبض تماشاگر در دستان شما باشد و ببینید بیشترِ آن تماشاگرها از چه کسانی هستند و خواسته و سلیقه و میل شان چیست؛ ما همیشه می گوییم در اجراهای میدانی سه آیتم زمان، مکان و یاران را باید در نظر بگیریم و در اینجا نیز این موضوع صدق می کند. طبعاً اجراهای میدانی پیچیدگی های بیشتری نسبت به اجراهای صحنه ای دارد و بماند که گه گاه ممکن است در اجراهای نوروزی شما را تمیز ندهند که یک آرتیست هستید یا یک متکدی! و حتی پیش آمده که ما را در اجراهای میدانیِ نوروزخوانی، پلیس هم دستگیر کرده است. به هرحال اینها اتفاقات این اجراها است و کسی که می خواهد به سراغ این اجراها برود، در اصطلاح باید پی آن را به تنش بمالد. در عین اینکه مصائبی دارد، شیرینی هم دارد.

پایان متن/

عکس: سجاد خانی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.