کد خبر : 58559
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 23 مارس 2021 - 1:17

“در آموزش رقص بیشتر بر حرکات پایه متمرکزم”/محمدحسن توکلی؛ رقصنده بین المللی اهل خراسان و مربی رقص های نواحی ایران

“در آموزش رقص بیشتر بر حرکات پایه متمرکزم”/محمدحسن توکلی؛ رقصنده بین المللی اهل خراسان و مربی رقص های نواحی ایران

اصالتاً اهل خراسان است اما سعی کرده تا با یافتن نقاط اشتراک در حرکات پایه رقص ها و بازی های نواحی ایران، در مسیر آموزش و گسترش فرهنگ نواحی، ایرانی بیاندیشد.

عصر فرهنگ؛ پوریا فرجی – او فعالیت خود را از ورزش حرفه ای آغاز کرده اما در رقص های نواحی ایران، همه آن دانسته ها را تجمیع کرده تا ضمن حفظ و زنده نگهداشتن فرهنگ نواحی ایران، در آموزش رقص نواحی نیز خلاقانه عمل کند. در عین حال هنرهای آئینی و سنتی را در فدراسیون ورزش های همگانی به ثبت رسانده است. محمدحسن توکلی، رقصنده ای که اصالتاً اهل خراسان است، سعی کرده تا با یافتن نقاط اشتراک در حرکات پایه رقص ها و بازی های نواحی ایران، ایرانی بیاندیشد و از این طریق مسیر انتقال و آموزش آنها به افراد غیر بومی را هموار سازد. از این رهگذر او توانسته یک گروه رقص نواحی ترتیب دهد؛ گروهی که تا حالا تجربه اجراهای بین المللی در آسیا و اروپا را داشته و بارها موفق شده تا به عنوان نماینده هنری ایران در کشورهای دنیا، فرهنگ و هنر اقوام و نواحی ایران را ارائه و معرفی نماید؛ گویا در فضای فرهنگی، هنری بین المللی شناخته شده تر از فضای ملی و داخلی است! او به همراه گروه اش در رخداد بین المللی “نوروز ۱۴۰۰، نوروز دوستی” که دوشنبه ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۹ در میدان تاریخی مشق تهران و در محوطه بیرونی وزارت امور خارجه، در حضور سفرای ۱۲ کشور حوزه فرهنگ نوروز به اجرای رقص تربت جام و بازی محلی اسب چوبی پرداخت تا بار دیگر با ارائه گوشه ای از فرهنگِ ایران در یک رخداد بین المللی، در معرفی فرهنگ نواحی ایران در آستانه فرارسیدن نوروز ۱۴۰۰ سهیم باشد. عصر فرهنگ با وی گفت و گویی ترتیب داده که دعوت می شود آن را بخوانید:

  • لطفاً مختصری درباره خودتان و سوابق کاری تان بگویید و اینکه چه شد که این مسیر را انتخاب کردید؟

من محمدحسن توکلی هستم. در سال ۱۳۵۸ در یک خانواده اهل ورزش به دنیا آمدم و آخرین فرزند خانواده هستم. پدرم اولین قهرمان کشتی جهان در خراسان بوده است. تیم ملی کشتی ایران برای اولین بار در مسابقات جهانی ۱۹۶۱ در یوکوهاما ژاپن توانست قهرمان شود و پدرم از خراسان توانست اولین مدال جهانی را کسب کند. می توانید تصور کنید که ورزش و فعالیت بدنی جزءِ جدایی ناپذیر از فکر و ذهن ما در خانواده بوده است. من برای آنکه به موقعیت فعلی برسم، دو مرحله را پشت سر گذاشتم. مرحله اول این بود که متوجه یک استعداد خدادادی در خودم شدم که می توانم حرکات را با نگاه کردن تقلید کنم و بدون آنکه کسی من را آموزش دهد، می توانستم هر حرکت بدنی را تقلید کنم که بعداً متوجه شدم که این مسئله یکی از دسته بندی ها در مقوله علمی هوش گاردنر است که به آن هوش حرکتی می گویند. خوب، رقص های محلی هم جذاب و هیجان انگیز بودند و با انجام آنها تشویق می شدم. مرحله بعدی که به آن پی بردم، توانایی من در تفکیک حرکت ها به حرکات قابل آموزش بود؛ یعنی حرکاتی که می توانستم با نگاه کردن انجام دهم را تفکیک کنم و به صورت ساده آموزش بدهم. کارشناس ارشد رشته تربیت بدنی هستم و ورزش های مختلفی را انجام دادم و مربی رشته های مختلف ورزشی بودم، از جمله آمادگی جسمانی، پرورش اندام، ایروبیک، رزمی اما کم کم متوجه شدم این کاری که در ارتباط با آموزش رقص می توانم انجام دهم، کمتر کسی می تواند انجام دهد. بنابراین به منحصر به فرد بودن آن بیشتر پی بردم و علاقه هم که نیز به آن داشتم. کم کم به این نتیجه رسیدم که با افرادی که پیش من آموزش دیدند، می توانم یک گروه تشکیل دهم. علی رغم آنکه ما در شهر مشهد که یک شهر مذهبی است بودیم و تصورِ داشتن یک گروه رقص کمی سخت بود اما با پشتوانه و حمایت همین دوستانم این کار را ممکن کردیم.

  • چه شد که گروه رقص خراسانی را راه اندازی کردید و چه اهدافی را برای آن متصور بودید؟

از همان ابتدا دید ما خیلی گسترده بود و نه تنها ملی بلکه بین المللی بود. از آنجا که پدر من از اهالی ترک زبانِ منطقه دَرگز بود، این رگ و ریشه باعث شد تا ما در ابتدا رقص آذربایجانی را شروع کنیم. بعد از آن رقص شمال خراسان یا کرمانجی را در دستور کار قرار دادم و سپس به سراغ رقص تربت جامی رفتم و همین طور به ترتیب رقص های دیگر را پیگیری کردم. پیش از آنکه بیشتر در رویدادهای داخلی شرکت کنیم، به شرکت در رویدادهای بین المللی دست یافتیم. از این رو در سال ۱۳۹۴ در جشنواره رقص های فولکلورِ آلگریا در اسپانیا شرکت کردیم و بعد از آن راه برای اجراهای داخلی مقداری هموارتر شد. گروه ما فقط شامل رقص خراسانی نیست و درست است که ما خراسانی هستیم اما تمام رقص ها را اجرا می کنیم و خراسان بزرگ اقوام مختلفی از کرد و ترک و حتی لر و بلوچ را درون خود جا داده است. یکی از اهداف بزرگ ما عمومی تر کردن این هنر آئینی و ملی مان است که یکی از راه های دست یابی به آن را محقق کردیم. از این رو من رشته حرکات آئینی را در فدراسیون ورزش های همگانی به ثبت رساندم. همچنین انجمن مستقل حرکات آئینی زیر نظر ورزش های همگانی ثبت شده و هم اکنون در ابتدای راه خود است. از این بابت همه می توانند به شکل ساده ای از این رشته که در واقع بن مایه ی هنری-آئینی دارد اما الان از این طریق به شکل ورزشی ارائه می شود، استفاده کنند ولی در اصل باید سازمان رقص های فولکلور که پیش از انقلاب هم بوده، شکل بگیرد تا به صورت مستقل و متمرکز روی هنر آئینی سرمایه گذاری شود. حتی جا دارد تا به این منظور دانشگاه وجود داشته باشد و این نیز جزءِ اهداف بلند مدت ما نیز است.

  • لطفاً کمی از سوابق اجراهای گروهی تان بگویید.

از اجرا در برج میلاد، المپیاد جهانی کامپیوتر تا نمایشگاه های بین المللی گردشگری که در داخل کشور برگزار شده نظیرِ قشم و کیش و تهران و مشهد تا رویدادهای مختلفی مثل نوروزگاه که در آن انواع رقص های محلی را اجرا می کردیم. به دلیل این ویژگی منحصر به فرد ما، توانستیم در نمایشگاه بین المللی گردشگریِ فیتور در مادرید در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ به عنوان نماینده هنری ایران انتخاب شویم. همچنین در این سال ها به کشورهای مختلف مانند فرانسه و ایتالیا رفتیم و این رقص ها را اجرا کردیم. ما در نوروزگاه های مشترک ایران و ترکمنستان و ایران و افغانستان نیز اجرا داشتیم.

  • بین فعالیت های شما و آیین نوروز چه ارتباط مفهومی می توان یافت؟

از آنجا که باطنِ نوروز توأم با شادی است، من فکر می کنم ما یک نمایش بیرونی از آنچه در بطن نوروز است خلق می کنیم. به این معنا که چه اتفاقی می افتد وقتی روز نو می شود و انرژیِ تازه و سرخوشی به وجود می آید؟ ما داریم این اتفاق را نمایش می دهیم و معنا می کنیم. طبیعتاً اجراها و نمایش های اینچنینی بخشی از فعالیت های فرهنگی هر جامعه است که می تواند مناسبت ها و سنت ها و آئین هایِ اصیل آن جامعه را زنده نگه دارد و ارزشمندی و ارزش های آن را همچنان به طور جاری حفظ کند.

  • روش شما در آموزش رقص دارای چه ویژگی هایی است؟

در نواحی معمولاً بچه ها رقص بزرگترها را نگاه می کردند و آنها می رقصیدند و اینها یاد می گرفتند و سالیان سال همین طور سینه به سینه منتقل می شده است؛ آموزشی به شکل استاد و شاگرد نبوده است. در عروسی ها و مراسم ها افراد می رقصیدند و آن کسی که هوش حرکتی ناخودآگاه داشته، حرکت را بهتر انجام می داده و آرام آرام وقتی که دیگران می دیدند که یک نفر بهتر از دیگری حرکت را انجام می دهد، آن یک نفر تشویق می شده و او سرگروه می شده است و به همین ترتیب، نسل ها این رقص ها را به همدیگر منتقل کرده اند. آنها بر پایه ریتم و ملودی که به آن تسلط دارند، آن حرکت ها را انجام می دهند و می دانند که با کدام قسمتِ موسیقی چه حرکتی را انجام دهند اما خیلی کم پیش آمده که آموزش شکل گرفته باشد؛ البته پیشکسوتانی خواسته اند آموزش دهند ولی چون روش اصولی بر پایه تئوری موسیقی نبوده، این مسئله محقق نمی شده است. زیرا وقتی آنها می خواستند به یک هنرجوی تازه که اصلاً برای آن منطقه نیست آموزش دهند، این امر بر پایه اصول موسیقایی نبوده است و فقط حرکت را انجام می دادند و این کار آموزش را خیلی سخت می کرده است. به همین دلیل معمولاً کسی وجود نداشته که از ناحیه دیگری بتواند رقص آن ناحیه که مربوط به خودش نیست را اجرا کند.

به طور مثال ما تنها گروه غیر بومی بودیم که در جشنواره بازی های محلی و رقص های آئینی تربت جام شرکت کردیم، در حالی که باقیِ رقصنده ها اهل تربت جام بودند و از کودکی رقص ها را دیده و بزرگ شده بودند. اخیراً رقصنده هایی داریم که رقص های چند منطقه را انجام می دهند، مثل رقص منطقه کردستان، چرا که رقص های کردی تا حدی با رقص بلوچی شبیه به هم هستند؛ این رقصیدنِ رقص های مناطق غیربومی در قبل از انقلاب نیز وجود داشته است. این مسئله را از این جهت تعریف کردم که بگویم روش جهانشمولی برای آموزش وجود دارد که بر پایه حرکاتِ پایه است؛ به گونه ای که ما می توانیم یک رقص با ویژگی های آذربایجانی را از غرب ایران و همچنین رقص تربت جامی را از شرق با یک فازِ کاملاً متفاوت انجام دهیم. ممکن است یک نفر این دو رقص را به شکل نصفه و نیمه انجام دهد اما زیبا انجام دادن این دو رقص توسط یک نفر کار مشکلی است و تمرین زیادی نیاز دارد و همچنین به آموزش اصولی احتیاج است. همان طور که عرض کردم من مربی بدنسازی و ایروبیک بودم و سال ها در رشته های مختلف کار کردم و کارشناس ارشد رشته تربیت بدنی هستم، بنابراین همه اینها را به علاوه تجربه و علاقه جمع کردم و دیدم که می شود براساس حرکات پایه کار کرد. ما یک سِری حرکت های پایه داریم که پیشکوستان رقص در هر ناحیه به این مسئله توجه نکردند. از این رو شکل ساده شده ی حرکتی که انجام می دهند شامل یک حرکت پایه است که مثلاٌ در رقص کردی، کرمانجی و آذربایجانی هم با یک سِری تفاوت های جزئی وجود دارد و بنابراین به ریشه آن حرکت پایه می رسیم و آن حرکت پایه برای هنرجو جا می افتد. لذا کاری که ما انجام می دهیم همین است که من حرکت پایه را آموزش می دهم و هنرجو تغییرات و دگرگونی ها (variation) را متوجه می شود. بنابراین مثلاً وقتی دگرگونی و تغییرات در حرکات، لباس و موسیقی شکل می گیرد، رقصی پدید می آید که به آن رقص کرمانجی می گویند؛ حالا حرکت همان است اما مجدداً دگرگونی ها، لباس و موسیقی کمی تغییر می کند و رقص دیگری نیز پدید می آید که به آن رقص آذربایجانی می گویند. به این ترتیب یک فرد در حالی که تُرک و اهل آذربایجان نیست، می تواند آذری برقصد و در عین حال از این طریق می تواند بلوچی یا شمالی هم برقصد.

***

  • لطفاً کمی از پیشینه اجرای بازی اسب چوبی بگویید.

پیشینه اجرای اسب چوبی به زمان حمله مغول ها به ایران باز می گردد و سبزوار نیز خاستگاه آن است. در زمان حمله مغول ها به ایران، به جوانان اجازه تمرینات رزمی داده نمی شده است. آنقدر مغول ها گستاخ بودند که حتی به شکل یک نفره به مراسم عروسی می تاختند و داماد را می کشتند و عروس را می دزدیدند. وقتی افراد به طور تک به تک با این مهاجم روبرو می شدند شکست می خوردند و در نهایت اگر متحد می شدند می توانستند او را شکست دهند. در واقع این نمایش یک بازی بوده که برای تمرین و کسب آمادگیِ رزمی و جنگی به این منظور انجام می شده است.

***

  • از تجربه اجرا در یک محوطه تاریخی مثل وزارت امور خارجه و میدان مشق بگویید؛ اینکه اجراهای اینچنینی چه چالش ها و چه فرصت هایی را به همراه دارد؟

این تجربه از این جهت که سفرای کشورهای دیگر حضور دارند و این هنر و آئین های مختلف ما را می بینند، فکر می کنم فرصت خوبی است که با چهره صلح طلب و هنردوست ایران بیشتر آشنا شوند و این راه را برای گسترش روابط دیپلماتیک و صنعت توریسم باز کند. وقتی این چنین رویدادهایی رخ می دهد، صرفاً کیفیت برگزاری است که چالش برانگیز است، وگرنه در ساده ترین حالت آن، برای بازدید کننده ها هم جذاب است اما آیا این همه ی آن چیزی است که ما می توانستیم انجام دهیم؟ مسلماً نه. آنجا یا هرجای دیگر، ما پتانسیل های فراوانی داریم ولی برای به عمل رسیدن آن، به خیلی شرایط و امکانات دیگر احتیاج است.

***

  • کرونا بر فعالیت های شما به عنوان یک گروه هنری چه تاثیری داشته است؟

مسلماً کرونا فعالیت های هنری که گروه ما داشت را به شدت تحت تاثیر قرار داد. اصولاً ما باعث جمع شدن افراد می شویم که توجه آنها متمرکز شود و در یک جا جمع شوند اما به علت کرونا ما نباید جلب توجه و اجرا می کردیم. به این ترتیب کار نمایشی ما تعطیل شد ولی موضوع آموزش همچنان برقرار بود و شاید فرصتی بود که روی طراحی و رفع نواقص و آموزش های جدید کار کنیم و به فعالیت های مجازی کمی بیشتر بپردازیم اما متاسفانه فشارهای مختلفِ اجتماعی و اقتصادی و روانی، شاید این موقعیت را به عنوان یک فرصت، خیلی فراهم نکرد.

  • آیا فعالیت در قالب یک گروه رقصنده همراه با تعداد زیادی از افراد دشوار نیست؟

کار گروهی به خاطر تفرّق آرا اصولاً سخت است و در ایران سخت تر. چون ما آموزش هایی را که باید در مدرسه برای انجام کارهای گروهی می دیدیم، ندیدیم و هیچکس با این تشکیک مساعی و اصول آن آشنایی ندارد و خیلی مشکل است اما ما با همکاری و همیاری و کنار گذاشتن غرور توانستیم ادامه دهیم. گوش دادن موثر بود؛ همچنان که می گویند هر سَری، صدایی دارد و حرف دارد و می گویند در هر سری یک عقلی است و باید این عقل ها کنار هم قرار داده شود. فعالیت ما نیز به این ترتیب بوده و گاهی آدم باید از نفع شخصی خود بگذرد تا کار گروهی ادامه پیدا کند. وگرنه اگر من غرور داشته باشم و بگویم حرف، حرف من است و نفع هم فقط برای من باشد، دیگر گروهی باقی نمی ماند. شاید در کوتاه مدت بشود اما در دراز مدت ممکن نیست.

***

  • در پایان اگر صحبت یا نکته ی ناگفته ای هست که دوست داشتید از شما پرسیده شود، بفرمایید.

نمی دانم مخاطبان شما و کسانی که این گفت و گو را می خوانند از چه دسته افراد هستند؛ اگر فرهنگی هستند، لازم است که یک حرکت جدی راجع به فرهنگِ اصیل آبا و اجدادی مان انجام دهند و روی آن توجه ویژه و متمرکز داشته باشند، سینمایی ها، تئاتری ها، قلم به دست ها، گرافیست ها و… . البته در این مورد یک سِری اتفاقات می افتد اما خیلی کم است. زیرا این هنر پتانسیل های بسیار زیادی دارد. گوشه گوشه ی شهر و کشور، هرکدام یک رنگ و یک رقصی برای خود دارد و باید در جای خودش دیده شود و می شود که همه جا دیده شود، چرا که نه! اگر مخاطب شما سیاسی است، باید مشکلات و حساسیت های بی جا را رفع کند تا راه هموارتر شود که دیگر درگیر مجوزها و کاغذبازی های دست و پا گیر نباشیم. اگر مخاطب شما اقتصادی است، باید به این فکر کند که حمایت از یک فعالیت فرهنگی، برای او سود مستقیم دارد و جدای از آن مسئولیت اجتماعی که هرکس باید به آن فکر کند، سود غیرمستقیم و اجتماعی هم دارد. افرادی که در زمینه هنر به شکل حرفه ای فعالیت می کنند، قاعدتاً نمی توانند به لحاظ اقتصادی هم فعالیت حرفه ای داشته باشند، چون مگر چقدر زمان و انرژی وجود دارد!؟ یک نفر اگر بخواهد در یک هنر به سطح حرفه ای برسد، باید خیلی زمان بگذارد و تمرین کند، پس مسلم است که از اقتصاد عقب می افتد. در اصل باید متولی، حکومت و دولت باشد اما فرض می کنیم که آن اقتصاد و بیزنسمن و سرمایه دار باید به این مسئله فکر کند؛ او پول زیاد دارد و با اندک بخشی از آن بسیاری از این کارهای فرهنگی و هنری در جامعه خیلی پیش می روند اما اگر این کار را نکند، قطعاً در آن جامعه نمی تواند از پول خود لذت ببرد. چون در آن خشونت، جنگ و ناامنی است اما هنر می تواند سلامت و امنیت و آرامش و دوستی و حس خوب را گسترش دهد. اگر مخاطب شما قشر عادی مردم هم هستند، باید بدانند که یک چنین گروه هایی هم وجود دارند. ممنون از شما که می خواهید این اطلاع رسانی را انجام دهید. هرچه تعداد بیشتری بدانند که این فعالیت ها انجام می شود، امیدوارتر می شوند. استعدادهای مختلفی وجود دارند که خودشان نمی دانند و اگر خانواده ها یک کمکِ کوچکی کنند تا فرزندشان یا حتی خودشان-چون محدودیت سنی وجود ندارد- به این رشته بپردازند، شاید در آن بدرخشند. امیدوارم برنامه های مختلفی به این مقوله مهم بپردازد.

پایان متن/

عکس: سجاد خانی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.