کد خبر : 25731
تاریخ انتشار : شنبه 24 اکتبر 2020 - 10:42

دراماتراپی، آنچه هست، آنچه باید…

دراماتراپی، آنچه هست، آنچه باید…

هفته جهانی دراماتراپی از امروز ۲۹ مهرماه تا ۴ آبان ماه برابر با ۱۸ تا ۲۵ اکتبر آغاز شد.

image 9 - دراماتراپی، آنچه هست، آنچه باید...

همیشه برای من درک واژه نامأنوس، غلط و صد البته غیر علمی فیلم درمانی! یا به قولی فیلم تراپی! سخت بوده، تا آنجا که برای خود، این نقص مصطلح و رایج خصوصاً در جامعه علمی کشور را دستمایه طرح این مسئله کردم که اصولاً فهم درستی از دراماتراپی، سایکودراما و اساساً نقش متقابل هنر و علم روان به شکل یک پدیده بین رشته ای به درستی فهم نشده.
در ایامی که کرونای ناخوانده جزئی از سبک زندگی ما انسان ها شده، می شود به امکان پیوندِ مبارک، اصولی و علمی میان هنر نمایش و علم روان شناسی دل بست و دوباره آن را در بوته نقد و تجدیدنظر قرار داد تا برای آموزش و آگاهی بیشتر برای همنشینی مسالمت آمیز با این مهمان ناخوانده و درک بهتر از زمان حاضر و گذران ساده تر از بحران های جاری از هنر در خدمت علم روان و علم پزشکی بهره برد اما زنهار و افسوس که سالن های تئاتر که به گواه فعالان و مخاطبان و تماشاگران آن از امن ترین مأمن ها در این ایام بودند تعطیلند و هیچ کس هم پاسخ قانع کننده به این اقدام مبهم نمی دهد… بگذریم.
در این مقال و مجالِ اندک می خواهم خیلی کوتاه اما پر دغدغه اشاره کنم که در هنر نمایش در ایرانِ امروز، مفهوم و خاصیت و کارکرد سایکودراما و دراماتراپی به درستی درک و فهم نشده؛ از این رو نه اثر روان در همراهی با هنر به درستی سنجیده و مشاهده شده و نه اثر هنر بر علم روان و مسئله درمان به درستی منعکس شده است، این طور است که به عنوان نمونه در سال های اخیر نمایش هایی بر صحنه تئاتر می بینم با آرمان و هدف و رنگ و لعابِ سایکودراما و اندکی هم چاشنی پست مدرن(بخوانید شبه پست مدرن)اما در واقعیت، ضد روان و مخرب آن و پدیده ای شبه بیمار و آشوبگر ذهن و روان و همه توابعه آن…! حال، نیک می آید اگر علم روان شناسی با وجوه انسانی و خودشناسانه همرنگ شود و درام به مثابه اصل و خودِ زندگی انگاشته و خوانده شود و سپس شاهد پدید آمدن آن پیوند مبارک و موثر در خدمت انسان و ارزش های انسانی بود.
باز هم پای ناکارآمدی دانشگاه و سیاست گذاری های علمیِ معیوب در زمینه های مشترک هنری-روان شناسی-پزشکی در میان است! که اگر غیر از این بود، هنر و علم روان با فعالیت تنگاتنگ و بین رشته ای می توانستند با زدودن هرچه غیر علم در این زمینه، کارکرد موثری از علم و دانشگاه را در پیوند علوم هنر و روان در پیشگاه جامعه و سلامت آن ارائه کنند و آن وقت عبور از بحران های اجتماعی و فرهنگی و زیستی ساده تر، پذیراتر و کم آسیب تر بود…!

پوریا فرجی/روانشناس

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.