کد خبر : 65320
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 آوریل 2021 - 19:38

جنبش #من-هم: جنبش بازتعریف روابط جنسیتی زنان و مردانه

جنبش #من-هم: جنبش بازتعریف روابط جنسیتی زنان و مردانه
در تعریف سنتی از آزار جنسی، هرگونه تجاوز کامل دخول آلت مرد در بدن زن را بدون رضایت او تجاوز جنسی تعریف می­کنند. اما در دهه ­های اخیر به ویژه پیامد جدی جنبش من-هم انتقادی جدی به این تعریف است.

عصر فرهنگ؛ مرضیه بهرامی برومند (نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان) – زنان امروز بعد از سال ها در تاریکی و در سایه سکوت زندگی کردن، حالا یاد گرفته ­اند که از «بدن» خود دفاع کنند. جنبش من-هم (Me Too)، نمایش و مناسک التیام و ترمیم بدن زخم ­خوردۀ زنان است. زنانی که با بدن خود به خاطر ترس و تجاوز مردان، بیگانه بوده­ اند و با خود به مثابه یک «دیگری» یا «بدن دیگر» برخورد می­ کردند. این بدنِ دیگر همان مکان و مقری است که «گفتمان دیگری» که برمبنای زبان و فرهنگ پدرسالارانه و خشونت مردانه است در آن شکل گرفته و گسترش یافته است. زن بدنی را از خود درک خواهد کرد که مردان آن را آسیب­ دیده و زخم خورده و محدود تعریف و بازتولید خواهند کرد. زن از دریچه و نگاه خیره مرد خود و بدنش را تجربه خواهد کرد.

شرط زنانگی و اجتماعی شدن سوژه زنانه در -گفتمان دیگری- که بر پایه فرهنگ مردسالارانه و خشن جنسی استوار است این است که او را در مقام ابژۀ دال­ های جنسی در حلقه قدرت مردانه نگاه دارد. زنان در این فرهنگ مردسالار و جنسی، یا در مقام مادر و کدبانوی خانه حافظ امنیت و تربیت فرزندان خواهد بود و یا اگر در فضای عمومی وارد می­ شود به مثابه ابژه قربانی بازنمایی خواهد شد و بایستی مسئولیت قربانی­ شدن خود را بپذیرد. در ساختار و روابط قدرتی که زنان را مسئول قربانی­ شدن­شان می­ داند، تنها بدنی که مکان انباشت قدرت است و حق زیستن دارد بدن مرد است و بدن زنان تنها در ضعف و زخم و جراحت­شان، حق بودن و ماندن و زیستن خواهند داشت، غیر از این تهدید به مرگ و اخته خواهند شد.

از این رو، زنان با حصاری که دور خود می­کشند و یا ارتباطات را کاهش دهند ممکن است احساس امنیت کنند چون تنها در این صورت است که کنترل را بر بدن خود افزایش می‌دهند. اما این فضای محدود بزرگترین مانع جنبش و تحرک درونی و بیرونی اوست و هر حرکتی از سمت گفتمان دیگری و فرهنگ مردانه که این امنیت تنانه و فضای بسته و محدود را بهم بزند تجاوز محسوب می­ شود. درک مفهوم «زنانگی» و «بدن» که به توزیع نابرابری قدرت میان زنان و مردان کشیده می ­شود رابطه­ ای را بین «فضا» و «جنسیت» آشکار می­ سازد که در تمام سطوح و لایه­ های زندگی روزمره تولید و بازتولید می­ شود و نابرابری فضایی (فضای خصوصی/ فضای عمومی) را حاصل از تقسیم­ بندی نقش­ های متفاوت جنسیتی زنانه و مردانه بوجود می ­آورد و فضای بزرگتری را در اختیار مردان و فضای محدودی را در اختیار زنان قرار می­ دهد و زنان اگر بخواهند مورد تجاوز قرار نگیرند نباید از این فضای محدود پا را فراتر بگذارند وگرنه پا در قلمرو قدرت مردانه گذاشتن بدین معناست که مسئولیت قربانی­ شدن خود را باید از قبل بر عهده بگیرند.

حالا که وقت جوانه زدن جنبش من-هم (Me Too) است مفاهیم تجاوز و آزار جنسی و بدن زن دیگر از موضوعی شخصی به موضوعی سیاسی تبدیل خواهد شد. با شناخت شعار «امر شخصی امر سیاسی است» بسیاری از فمینیست­ ها برای کنترل زنان بر «بدن» خودشان مبارزه کردند که مبارزه با آزار جنسی و تجاوز در سطح وسیع­تر آنچه سیاست فمینیستی «موج دوم» «کنترل و تملک بدن زنان» می­نامیدند شکل گرفت. سیاست­ های این موج دوم به گونه ­ای – سیاست ­هایی فضایی ­اند- که شامل مقاومت در مقابل محدود کردن زنان به فضاهای خاص مانند خانه و مبارزه برای دسترسی و مشارکت برابر در همه حوزه­ های زندگی، شامل کار، سیاست و آموزش و کنترل بر بدن خود می­شود. در نتیجه، مشکلات «شخصی» تنها از طریق سیاسی و اقدام سیاسی قابل حل ­اند. از همین رو، تشکیل گروه ­های حمایتی برای ارتقای آگاهی زنان از اینکه محدوده و مرز تجاوز تا کجاست و زنان تا کجا بر بدن خود کنترل و مالکیت دارند ضروری است.

پیوندی که جنبش من-هم (Me Too) در غرب با تاریخ مبارزات فمینیستی در زمینه آزار جنسی و تجاوز در محیط کار و نیز فضای خانه در زمینه راهکارها، چشم ­اندازها و دستاوردهای آن داشت، در توصیف و تحلیل تجاوز در عمومی کردن مساله آزار جنسی در فضای عمومی و رسانه ­ای در فرهنگ ایران متفاوت است. در ایران جنبش زنان من-هم در رابطه با آزار جنسی نتوانسته فراتر از فضای مجازی برود و کنشگران بدن­ مند بتوانند در جهان واقعی در کنار هم صدای خود را به گوش هم برسانند و یکپارچه و چهره به چهره در گروه ­هایی از زنان، پیگیر مطالبات حقوق خود باشند. برای پیشبرد اهداف جنبش من-هم در ایران نیاز هست که از فضای مجازی پا فراتر گذاشت و این بدن بدون اندام را اندام­ مند ساخت. برای بازتعریف دقیق روابط جنسیتی زن و مرد و بازتعریف مفاهیم آزار جنسی و و مرز و محدوده تجاوز و بدن زن بایستی بتوان در جهان واقعی گروه­ هایی از زنان آزار دیده در روابط چهره به چهره و بدن­ مند تجربه خود را به صورت عینی در یک پیوند قوی از ارتباطات واقعی رسمی و نهادینه کنند.

شاید یکی از دلایل شکست جنبش من-هم (Me Too) در حراج تهران وقتی تابلوی آیدین آغداشلو که متهم ردیف اول آزارگر جنسی این جنبش بود توانست با بالاترین قیمت به بهای ۱۲٫۵ میلیارد تومان به فروش برسد نبودن شبکه ­ای واقعی از زنان کنشگر در کنار هم بود تا بتوانند صدای تن مجروح و زخم ­خورده بدن خود را در دنیای واقعی فراتر از شبکه ­های آنلاین و مجازی به گوش گفتمان رسمی برسانند. گفتمان و ساختارهای قدرت پیچیده­ اقتصاد و سیاست که منافع خود را در طرد جنبش من-هم و سکوت و فراموشی قربانیان آزار جنسی می­ بینند.

ما وقتی جنبش من-هم را فراتر از فضای مجازی ببریم در دنیای واقعی نیاز به بازتعریف مفاهیم آزارهای جنسی داریم. در تعریف سنتی از آزار جنسی، هرگونه تجاوز کامل دخول آلت مرد در بدن زن را بدون رضایت او تجاوز جنسی تعریف می­کنند. اما در دهه ­های اخیر به ویژه پیامد جدی جنبش من-هم انتقادی جدی به این تعریف از آزارهای جنسی علیه زن است. پارامترها و مرزهای تعریف رضایت و آزار جنسی تغییر کرده و باید توسط کنشگران شناسایی و از طریق نهادهای رسمی و ساختارهای اجتماعی تعریف و بازتعریف شوند.

با وجود اینکه برخی از گروه ­های فمینیستی اعتقاد دارند که ساختارها و روابط قدرت فقط به گروه ­های ممتاز و الیت جامعه اجازه می ­دهد تا در بازتعریف مفاهیم و تعیین حدود و مرز آنها تصمیم گیری کنند. زنان، دیگر گروه ­های جنسیتی که در حاشیه هستند به دلیل عدم دسترسی به منابع قدرت از مشارکت در ساخت مفاهیم باز می­ مانند و آنان همچنان در معرض خشونت و تجاوز جنسی از هر شکل آن قرار خواهند گرفت، اما باید برای بازتعریف مفهوم آزار جنسی و رضایت همت گمارد. باید دید کدام اظهار علاقه از روی مهر و محبت و آدمیت است و کدام اظهار علاقه در پشتش خرابه ­ای از آزار جنسی و نارضایتی است؟ می­ توان رفتارهای اغواکننده را جزو رفتارهای تجاوزگرایانه در نظر گرفت؟ آیا اجبار به ازدواج و تن دادن به اجبار در روابط زناشویی به معنای رضایت است؟ چه کنش­ها و رفتارهایی در محدوده رفتارهای آزارگرایانه است؟ تماس بدنی، آزار کلامی، نگاه خیره سنگین بر بدن و دروغ گفتن و فریب دادن زن و … می­تواند جزو آزارهای جنسی و تجاوز محسوب شود؟ این­ قبیل سوال­ ها مسائل جدی هستند که در راستای جنبش من-هم مطرح شده و این جنبش، رسیدگی و پیگیری حقوقی و اخلاقی به این گونه سوالات و مطالبات را از وظایف اصلی نظم اجتماعی، حقوقی و سیاسی خود می­داند تا با بررسی موارد مطرح شده از آزارهای جنسی متعدد و گسترده بتواند به بازاندیشی و بازتعریف مفاهیم و تعاریف در این مقوله بپردازند.

به عنوان مثال؛ هنرمند و بازیگری که در سن بازنشستگی و در آستانه هفتاد سالگی است و دختری ۲۶ ساله زیبا را می­بیند و از او خواستگاری می­ کند، باید جامعه را آگاه کرد که این ارتباط شکلی از رضایت اجباری در برابر اغوای شهرت و تصویر است و یا عشق حقیقی در میان است؟ مرد هنرمند که دوران جوانی خود را پشت سر گذاشته است اذعان می­ کند که پولی هم در بساط ندارد و دختر او را هم به عنوان بازیگر نمی­ شناسد مرد به او پیشنهاد می­ کند فیلم های او را بگیرد و بازی او را ببیند تا بتواند از طریق قدرت تصویر بر او اثر بگذارد و او را اغوا کند. زنان و دختران جامعه ­ای که آگاه هستند خوشبختی خود را خارج از قدرت تصویر می­ جویند و به دنبال آن هستند که مرد در خارج از تصویر چه چیز برای آنها دارند؟ آیا مرد آنقدر توان و انرژی در تن و بدن خود دارد که خوشبختی را برای دختر جوان به ارمغان بیاورد و یا که نه بدن خسته و بیمار مرد به پرستاری شبانه روز دختر نیاز دارد. باید بتوان مفهوم اغوا و آزار را از مفهوم عشق جدا کرد و به آگاه­ سازی قشر زنان جوان و طرد شده از اغوای تصویر و مفهوم تجاوز مبادرت ورزید.

در یک مورد مطالعاتی دیگر؛ استاد دانشگاه حدود ۴۰ ساله ای که با دیدن دختر زیبای ۲۳ ساله احساس می­ کند عاشق شده و گذشته ناکام خود را با دیدن این دختر جلوی چشمانش می­ بیند که از دست رفته و حالا با ازدواج با این دختر می ­تواند گذشته را در بدن این دختر زیبا بدست آورد به هر قیمتی شده سعی می­ کند بر دخترک تاثیر بگذارد و به او بقبولاند که عاشق او شده است و بدون او هیچ است. دخترک که هیچ تجربه رابطه ای با هیچ مردی را در زندگی اش نداشته و عاری از تجربه بوده و تا دیروز در میان کلاف زندگی سردرگم بسر می ­برد حالا با ابراز علاقه مرد احساس می کند هویت یافته است.  مرد زن و پسرش را طلاق می­ دهد و بدون هیچ سرمایه­ و آینده روشنی از دختر خواستگاری می­ کند تا به آرزوها و رویاهای خود جامه عمل بپوشاند. در جامعه مردسالار مردان تلاشی برای خوشبختی و آینده دختری که با هیچ معیاری با او مطابقت ندارند نمی ­کنند و تنها به دنبال رویاهای خود هستند. دختر که در حال بازگویی احوال خود بود اذعان داشت؛ که نه عشق و نه ثروت و نه هیچ­ چیز دیگری در میان بود تنها اثرگذاری مردی از مقام قدرت در کسوت استادی مرا به تب و تاب انداخته بود و بعد از ازدواج تنها احساسی که داشتم این بود که به روح و قلبم تجاوز کرده است و تا توانست مرا در آن تصویر خود فریب و اغوا کرده بود و حالا که تا مرز فروپاشی روحی و روانی رفته ­ام تنها با خروج از این زندگی و از دست دادن همه چیزم می­ توانم خودم را از لابلای تصاویر اغواگرایانه و زخم­ ها و جراحات زبانی و روحی و روانی و نیز جنسی پیدا کرده و دوباره «خود» را از نو بسازم.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.