کد خبر : 114363
تاریخ انتشار : شنبه 11 دسامبر 2021 - 12:32

اُفت ریتم؛ بلای جان صحنه، سوهان روان مخاطب!

اُفت ریتم؛ بلای جان صحنه، سوهان روان مخاطب!

…باید مخاطب از جهان خیال‌انگیزِ عناصر صحنه لحظه‌ای غافل نشود و همواره صیدی باشد در کف صیاد، در کف صحنه؛ در غیر اینصورت او تئاتر نمیبیند بلکه تئاتر را تحمل میکند!

عصر فرهنگ؛ پوریا فرجی– نمایش صحنه‌ای “پارآسایشگاه” این روزها در تماشاخانه دیوار چهارم اجرا میشود. حکایت این نمایش مصداق آن نمایشی است که بر تعارف میافزاید و از مبلغ کم میکند! این نمایش تلاش کرده تا در یک قالب سایکودراماتیک به احوال انسانهایی اشاره کند که معلق میان زمین و آسمان جهانِ وجودشان قرار دارند و همواره در کشش‌مکشِ مدام میان خیال و واقعیت هستند. از این رو این نمایش در این قالب یک داستان را روایت میکند اما هرچه به پایان نمایش و تمرکز بر نقاط عطف متنی آن تمرکز میشود عیار داستان پائین است و صرفاً حجم زیادتری از موقعیت‌ها در پیش دیدگان مخاطب برای اجرا طراحی شده است و در این بین آنچه بیش از همه ذهن و روان مخاطب را سوهان میزند، اُفت ریتم صحنه با کشش داستان است که با هم دارای تناسب منطقی نیست اما در این خمودگیِ گاه و بیگاه، آنچه که به اندازه‌ی ولو ذره‌ای جنبه تلنگر برای مخاطب دارد، چند نقطه عطف است که مقداری به فضای جذابیت کار افزوده است و تا حدی به غافلگیری وی اقدام ورزیده اما وقتی پس از آن دوباره و برای دفعات مکرر اُفت ریتم صحنه حادث میشود، کسلی و بی‌حوصلگی دوباره به فضا غالب میشود. این ضعف وقتی خود را بیشتر نمایان میکند، که وجوهات سایکودراماتیک کار در فرم آن نشسته و لاجرم ساختار و ظاهر نمایش و بازیها را نیز با خود همراه میکند اما دوباره همان اُفت ریتم صحنه مزاحم… .

038664f887511608 - اُفت ریتم؛ بلای جان صحنه، سوهان روان مخاطب!

متن و اجرها و بازیها میتوانست مملو از جذابیت بیشتر باشد، چرا که بستر و فرم در یک فضای مالیخولیایی و دور از واقعیت و مأنوس با خیال در پسِ ذهن پرسوناژها شکل میگیرد و وقتی فاصله میان واقعیت تا خیال بسیار است، فضا نیز برای خلق موقعیت‌های جذاب‌تر کاملاً فراهم است، ضمن آنکه با سهولت کافی، فرم اثر به مخاطب پیشتر این را گفته که در فضایی کاملاً دور از واقعیت و انباشته از خیال نظاره‌گر خواهد بود.

در مجموع و بر اساس این اثر آنچه به نظر میرسد در تعامل و رفت و برگشت حسی میال مخاطب با اثرِ روی صحنه نقش کلیدی دارد، لحاظ نمودن اقتضائات حسی و خیالی مخاطب است که مشغولِ نظاره اثر است. وقتی این مورد محقق میشود و برای عناصر صحنه و کارگردان به عنوان صحنه‌گردان پنهان با اثر وضعی دارای امتیاز و ارزش باشد، آن وقت وجود مخاطب توجیه میکند که چه میزان کشش‌ها و سکوت‌ها و فراز و نشیب و ریتم باید در خدمت متن و اجرا آنگونه باشد تا مخاطب از جهان خیال‌انگیزِ عناصر صحنه که برای شکار باورهای ذهنی او فراهم شده لحظه‌ای غافل نشود و همواره صیدی باشد در کف صیاد، در کف صحنه؛ در غیر اینصورت، مخاطب در صحنه پارآسایشگاه، تئاتر نمیبیند بلکه تئاتر را تحمل میکند! و این در حالی است که همه آنچه باید را مخاطب در صحنه پارآسایشگاه میبیند و سپس به ارزیابی مینشیند و در واقع جهان ساخته شده روی صحنه، تماماً نماینده و بیانگر وزن و معیار و ارزش اثر است که به طور طبیعی بخش خاصی از مسئولیت آن به عهده کارگردان به عنوان رأس یک نمایش صحنه‌ای است.   

پایان متن/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.