کد خبر : 61201
تاریخ انتشار : جمعه 9 آوریل 2021 - 14:12

“آیا فعالیت ها و سوابق من در خور توجه مناسب هنری نیست!؟” / گفت و گو با “حاج محمد ایری (مُخی)”-هنرمند و از نوابغ موسیقی و هنر نواحی ترکمن

“آیا فعالیت ها و سوابق من در خور توجه مناسب هنری نیست!؟” / گفت و گو با “حاج محمد ایری (مُخی)”-هنرمند و از نوابغ موسیقی و هنر نواحی ترکمن

حاج محمد ایری معروف به مُخی ایری از نوابغ و بزرگان موسیقی نواخی ترکمن و اجراگر آئین های کهن این خطه است که هنر و نامش آوازه ملی و بین المللی دارد.

پوریا فرجی؛ عصر فرهنگ-حاج محمد ایری معروف به مُخی ایری از نوابغ و بزرگان موسیقی نواخی ترکمن و اجراگر آئین های کهن این خطه است که هنر و نامش آوازه ملی و بین المللی دارد. در راه فراگیری موسیقی، برادرش را مشوق خود می داند؛ به واسطه تشویق و همراهی برادرش در ۱۲ سالگی با سازهای فلوت و کمانچه آشنا می شود و یک سال بعد فراگیری ساز ملودیکا را آغاز می کند. او در ابتدا موسیقی را به طور شنیداری و تجربی آموخته است و در سن ۱۴ سالگی نواختن ساز آکاردئون را فرامی گیرد و در آن سن در محافل و مجالس نیز به نوازندگی مشغول می شود. در فراگیری نواختن ساز آکاردئون، نوری حنفی او را حمایت می کند و پس از آن از مکتب اساتیدی چون: استاد عبدالرحمن فراخی، استاد تاجی پیکر و استاد حاجی شیرمحمدلی بهره می برد. او در دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۶۳ با نواختن سازهای بادی مانند کلارینت یا قره نی و ساکسیفون آشنا می شود.

او در ادامه مسیر زندگی موسیقایی خود با برقراری ارتباط با باخشی ها و هنرمندان معروف ترکمن صحرا مسیر تازه ای برای کسب تجربه و دانش اندوزی بیشتر از دریای هنر و آئین و موسیقی نواحی ترکمن را طی کرد، اساتیدی مانند: خوجه باخشی، دوردی طریک، عبدالرحمن فراخی، یوسف دیبائی، اراز دوردی خوجه، یحیی محمد زاده، عیس پنق، شیخی پنق، رحمان قلیچ یمودی، بایری بحری، صالح یمودی، بایجی یمودی، حالت سعادتی ، قادیر یمودی، بایجان ایری، قیوم بشین ، استاد مراد ایری (تورانی ) و… .

فعالیت او فقط به موسیقی منتهی نشد؛ وی در عرصه هنر نمایش و فیلم با هنرمندان محبوب ترکمن صحرا از جمله موسی جرجانی، فرشید کلته، فریدون مسکین کلته، حسین شیروانی، علی یلمه، لقمان عظیمی، یکشم قلی کر و استاد رستمانی و… وارد همکاری هنری شد. فعالیت در این عرصه منجر شد تا او در بیش از چهار سریال بلند ایفای نقش نماید و در فیلم های سینمایی از جمله: پائیز، جاده بی انتها، آلاگل، مختومقلی فرزند گینگ جای، تار و تار، دنیا هی، قدرت، مردی که اسب شد، نازقلیچی مهمان خدا و… به ایفای نقش و بازیگری بپردازد. از برجسته ترین نقش هایی که او در این دوران به ایفای آن پرداخته است، نقش مختومقلی فراغی در فیلم سینمایی مختومقلی، فرزند گینگ جای است که به نویسندگی موسی جرجانی و کارگردانی حسن رستمانی در سال ۱۳۶۹ ساخته شد.

استاد مُخی ایری در ۵ دوره جشنواره موسیقی فجر سابقه حضور دارد و همچنین دارای عنوان احیاگر ساز نی معروف ترکمن، دیلی تویدوک است. از دیگر سوابق حضور او در جشنواره ها می شود به چند دوره حضور در جشنواره های دفاع مقدس، ذکر و ذاکرین، اقوام، اقوام گلستان اشاره کرد. او در جشنواره های خارجی نیز حضور داشته است که از این رو می شود به حضور وی در جشنواره های تئاتر ترکمن در ترکمنستان و جشنواره بین المللی تئاتر تهران و حضور در بیش از ۸ دوره در جشنواره تئاتر گلستان اشاره کرد. همچنین حضور در فستیوال های موسیقی در بیش از ۵ دوره در عشق آبادِ ترکمنستان با گروه مقام چلار و در کنار اساتید برجسته، برگ زرینی در سوابق درخشان وی محسوب می شود؛ حضور در کنار اساتیدی چون: تاجی پیکر، دوردی طریک، حالت سعادتی ، اراز محمد شیرمحمدلی، یوسف دیبائی، حمید کم، ایوب کم، ستار آرخی، اراز دوردی خوجه، عبدی اونق، دلخش بابایی و برکعلی غریبی. از دیگر هنرهای استاد مُخی ایری، هنرِ طنز پُرخوانی است که وی در جشنواره بین المللی اصفهان که به همین منظور برگزار شده بود این هنر را اجرا کرده است. همچنین وی در جشنواره های موسیقی در کشورهای ترکیه، قزاقستان و آذربایجان نیز شرکت داشته است.

حاج محمد ایری دارای ۲ فرزند دختر و یک فرزند پسر به نام دانیال است که وی در حال آموختن سازهای ضربی به پسرش با هدف انتقال تجربیات خود به فرزندش است. او که در موسیقی بیشتر از اشعار مختومقلی فراخی بهره می برد، در حال حاضر به منظور اشاعه و معرفی هرچه بیشتر فرهنگ و هنر ترکمن به اجرای مراسم های آئینی قوم ترکمن مانند کجاوه بردن و بردنِ عروس با شتر و موسیقی، ذکر خنجر و آئین کوش دپدی مشغول است که این دست اجراهای وی در ایران و سراسر ترکمن صحرا زبانزد است.

استاد مُخی ایری در تعریف خود از هنرمند معتقد است که هنرمند باید به معنای واقعی هنرمند باشد و برای رسیدن به هدف، پشتکار و علاقه ی لازم را داشته باشد و خود را وقف هنر و مردم کند. او معتقد است که هنرمند باید هنر را به صورت حرفه ای و براساس اصول، پیگیری و اجرا کند و در اجتماع اثرگذار باشد و با متانت رفتار کند.

او در روز دوشنبه پایانی سال ۱۳۹۹ به همراه گروه اش از بندر ترکمن در استان گلستان خود را به میدان تاریخی مشق تهران رسانده بود تا در کنار سایر گروه های هنریِ نواحی ایران در برگزاری جشن نوروز با عنوان “نوروز ۱۴۰۰، نوروز دوستی” به ایفای هنرِ بومی و آئینی فرهنگ و دیار ترکمن مبادرت ورزد. او به همراه گروه اش با لباس های سرخ رنگ ترکمنی در مقابل وزیر امور خارجه و وزیر علوم، تحقیقات و فناوری ایران و به دور سفره نوروزی ترکمنستان در مقابل سفرای کشورهای حوزه فرهنگ نوروز، آئین کهن رقص خنجر را اجرا کرد. از این رو عصر فرهنگ با حاج محمد ایری، از مشاهیر فرهنگ و هنر نواحی ترکمن، پیرامون هنر و سوابق وی و همچنین نوروز و آئین های نوروزی در فرهنگ کهن قوم ترکمن و چند و چون حضور و اجرای گروه او در این رخداد نوروزی گفت و گو کرده است:

  • خواهش می کنم ضمن اینکه خودتان را معرفی می کنید به مختصری از فعالیت های تان اشاره کنید.

حاج محمد ایری هستم، معروف به مُخی ایری و متولد ۲۰ شهریورماه ۱۳۴٫ من بزرگ شده ی روستای قره قاشلیِ بندر ترکمن در استان گلستان هستم. در حدود ۴۳ سال در هنرهای موسیقی و نمایش و فیلم کار می کنم و در حال حاضر سرپرست گروه موسیقی و فولکلور ملانفس هستم. در زمینه نویسندگی و بازیگری و کارگردانی نیز فعالیت دارم. در زمینه موسیقی، ساز اصلی من آکاردئون است و سازهای بادی مانند ساکسیفون، فلوت، قره نی یا کلارینت را نیز می نوازم. در موسیقی سنتی ترکمن، سازهای دوتار و کمانچه می نوازم و خوانندگی نیز می کنم. نی های به خصوصی می نوازم مانند زنبورک که در موسیقی زنان رایج است؛ در کنار فعالیت در این زمینه ها، آموزش هم می دهم. در حال حاضر در بندر ترکمن از من به عنوان یک برند استفاده می کنند. من ۵۵ سال دارم اما از آنجا که شغل من حضور در مراسم ها و عروسی ها برای اجرای برنامه هنری است، هرشب از من در عروسی ها و شب نشینی ها استفاده می کنند. یکی از کارهایی که غیر از من، کس دیگری آن را انجام نمی دهد، عروس آوردن با شتر است. وقتی می خواهند صبح عروس را بیاورند، از شتر به جای ماشین استفاده می کنند و عروس را روی شتر می نشانند و او را چند خیابان تا درب منزل اش می آورند و ما در کنار آن رقص کنان و با نواختن آکاردئون و نقاره و کلارینت همراهی می کنیم. عروس اوران یک آئین خاص بوده که قبل از آنکه ماشین باشد، عروس را با ارابه و آق مایا یا همان شتر سفید می آوردند.

  • لطفاً از هنرهای خاص تان در حوزه موسیقی نواحی ترکمن بگویید.

یکی از شگردهای کاری من در ثبات کارم این است که آئین سنتی گذشته را به نحو احسنت به نسل آینده منتقل کنم. تحت تاثیر کسانی که برای یک مدت کوتاه از اجرای من لذت می برند و تشویق می کنند قرار نمی گیرم و آنچه که هست و داریم را انجام می دهم و مانند برخی گروه ها نیستم که تلاش کنم تا به وسیله ی هر حرکتی از مخاطبان تشویق بگیرم؛ سنگین اجرا می کنم. در کوچه و خیابان من را به عنوان حاج محمد مُخی ایری می شناسند، چون به مدت ۴۳ سال در عروسی و شادی هایشان بوده ام. سازهایی که می نوازم مانند آکاردئون، گارمون، کلارینت و… را به طور حرفه ای می نوازم. همچنین نی هایی که من می نوازم به اندازه یک بند انگشت است و کسی غیر از من نمی تواند آن را بنوازد. این نوع نی را قبلاً به عنوان مورس استفاده می کرده اند و وقتی نواخته می شود مثل این است که یک بچه کوچک صحبت می کند. کاربرد آن در این است که صدای خیلی بلندی دارد و در صحرا یک ساز کاملاً چوپانی است. ما این را امروز با آهنگ های کلاسیک ادغام کردیم و می نوازیم. یکی از ویژگی های این نی این است که از دو طرف سوراخ است، در حالی که تمام نی ها و نیلبک ها یک طرف آن سوراخ است و زبانک دارد. برای نواختن این نی باید از زبان کوچک استفاده کرد و همزمان فریاد زد و برای مرتبه های اول بسیار دشوار است. نواختن این نی را از کودکی آغاز کردم و به مرور در نواختن آن حرفه ای شدم و عادت کردم. در نواختن آن باید از پنجه ها و وسط انگشت ها استفاده کرد و طوری انگشت ها را کنار هم قرار داد که از وسط آن هوا خارج شود تا با کمک قدرت پنجه ها ملودی به طور دقیق نواخته شود. یک کار مشکل و منحصر به فرد است. حتی برای معرفی این نی کوچک به همراه زنبورک برای حضور در برنامه عصر جدید خود را آماده کرده بودم که همزمان که من ملودی را که خودم تنظیم کرده بود را می نواختم و می خواندم، دوست دیگری تصویر مختوم قلی را نقاشی می کرد اما به دلیل شرایط کرونا این برنامه و این حضور ممکن نشد.

  • لطفاً کمی از سوابق اجراهایی که در داخل و خارج از کشور داشته اید بگویید.

در کشورهای سوئد، آلمان، هندوستان، ترکمنستان، قزاقستان و ترکیه اجرای هنری داشتم و همچنین برای اجرا در برخی از این کشورها از سوی صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مستقیماً از سوی برخی از همین کشورها دعوت شدم. در زمینه حضور در جشنواره های داخلی نیز سه دوره در جشنواره دفاع مقدس شرکت کردم که دوره اول همراه با گروه مقام چیلارِ بندر ترکمن بود که من در آنجا نی می نواختم و گروه ما هنر آئینی ذکر خنجر را اجرا کرد. در بیش از ۱۵ جشنواره داخلی به عنوان داور و مدیر اجرایی فعالیت کردم.

  • لطفاً درباره چیستی و چرایی آیین نوروز در قوم ترکمن بفرمائید.

نوروز قوم ترکمن از ۲۰ اسفندماه آغاز می شود. وقتی می خواهد سال تحویل شود، آنچنان که در میان همه اقوام است، از گندم و نان به عنوان سَنبل و نشانه زندگی و زنده بودن طبیعت استفاده می شود. لذا ما در وقت نوروز یک کاسه گندم، یک کاسه برنج و نان ترکمنی با عنوان نشانه ای که ذکر کردم برای آئین نوروز در نظر می گیریم. نان ترکمنی را به این منظور و برای آن نشانه به صورت جفت قرار می دهیم، چون ما ترکمن ها معتقدیم که باید همه چیز جفت و دوتا باشد مانند زن و شوهر که یک جفت هستند و به جزء الله، کس دیگری نمی تواند تک باشد و تک زندگی کند. در گذشته هروقت که نوروز می شد، با هدف و باور زیاد شدن گندم، یک پنجه گندم را در دست می گرفتند و از پنجره به بیرون می ریختند تا آرزو کنند که امسال سال برکت باشد و نان زیاد شود. زیرا در آن زمان به واسطه داشتن دام، مشکلاتی مانند گوشت و… نداشتند و مشکل آنها در آن زمان نان و آرد بوده است.

  • تجربه اجرای نوروزی در محوطه تاریخی مثل وزارت امور خارجه و میدان تاریخی مشق تهران همراه با چه فرصت ها و چالش هایی بود؟

این یک حرکت بسیار خوب و نمادین بود و بعد از وضعیت کرونا و دلگیری مردم از این بابت، خیلی حرکت عالی بود. خوب شد که اجتماع مردمی هم به خاطر مشکلات کرونا وجود نداشت. زحمت کشانی که در آنجا اقدام کردند، حرکت شان خوب بود و کار خودشان را بلد بودند. معمولاً کسانی که این برنامه ها را برگزار می کنند، خودشان هم دچار چالش ها و مشکلات هستند. لازم است تا به ما بگویند تا یک شب جلوتر بیاییم و استراحت و تمرین کنیم تا بعداً بتوانیم برنامه اجرا کنیم.

  • در زمینه آموزش هنر و موسیقی ترکمن چه اقداماتی داشته اید؟

برای ادامه کار، خودم در حدود ۲۰ نفر از نوجوانان و جوانان را آموزش دادم. همچنین به صورت مجازی نیز به افراد غیرترکمن هم آموزش می دهم. در یک نمونه خانمی که غیر بومی بود قصد داشت تا در نمایش خود از تمام رقص های محلی و اقوام استفاده کند. لذا در بندر ترکمن در قالب نمایشنامه شان با آنها رقص خنجر را تمرین کردم و آموزش دادم. در دهه ۶۰ به برگزاری کلاس اقدام می کردم اما برای من هزینه های زیادی داشت؛ طوری که آن موقع در حدود ۱۰۰ هزار تومان هزینه کردم. در حال حاضر این گروه هایی که برای خودم تشکیل می دهم، اغلب تشکیل شده از بچه های فامیل و دوستان و آشنایان هستند.

  • آیا در زمینه آموزش و طراحی رقص ها و هنرهای آئینیِ ترکمنی روش خاصی دارید؟

آنقدر خدا به من توانایی هنری داده که می توانم در هر اجرا، حرکات و کلام ها را تغییر دهم. مثلاً به من می گویند یک آئینی می خواهیم که درباره کار باشد و شما حرکات و کارهای مربوط به آن را انجام دهید.

ما دو گروه رقص، یکی در گنبد کاووس و دیگری در اینجا، در بندر ترکمن داریم. گروهی که در گنبد کاووس داریم، نمایش را انجام می دهد و من در گروه اینجا آئین را اجرا می کنم. ما دو نوع ذکر داریم که یکی رقص خنجر یا کوش دِپدی است و دیگری که آئینی است و من انجام می دهم، آئین ذکر خنجر است که من غزل خوانی آن را انجام می دهم. این آئین در واقع همان رقص خنجر است که به حدود ۵۰۰۰ هزار سال قبل به دوران شاماناتور برگردد اما آنچه که به دست ما رسیده است این است که در این رقص ها اغلب شعر تغییر می کند. این شعرها متناسب با وضعیت و حوادث و اتفاقات زمان، مضامین اجتماعی و حماسی به خود می گیرد و بعد از بیش از ۱۰۰۰ سال که اسلام را قبول کرده اند، شعرهای عرفانی نیز جایگزین آن شده است؛ شعر “ای کریم، یا هو کریم خالق الله سِنه مدد بارچلان آدم…” نیز از این دست اشعار است. شعر فارسی است، به این دلیل که ما صوفی های منتسب به تیره نقشبندیه داشتیم؛ چون پس از اسلام زبان ما، فارسی خوانده و نوشته می شود و درون آن عربی و ترکمنی نیز در هم آمیخته شده است.

  • لطفاً کمی از پیشینه تاریخی و مطالعات صورت گرفته پیرامون اجرای رقص خنجر بگویید.

آئین ذکر خنجر یک حرکت موزون است؛ همچنان که این حرکاتِ موزون در میان سایر اقوام هم هست. ترکمن ها همیشه در برابر آماج حملات قوم دیگر یا قوم یا یاغی های خودشان بودند. از سوی دیگر جوانان آنها نیز همه چابک سوار و شمشیر به دست بودند. وقتی که به آنها خبر می دادند که حمله ای در راه است، آنها لباس های خاص شان را در قوم شان می پوشیدند و با آن مهارت های حرکتی دست به شمشیر می بردند و با غزل خوانی می گفتند که ای دوستور یا همان دوستان بیایید و جمع شوید… و بعد آتشی را روشن می کردند و با شمشیرها در دست حرکات موزون را انجام می دادند و هرکس یک حرکت را انجام می داده و در آخر همچنان که مانند امروز می بینیم، همه از هم یاد می گرفتند و همه با هم یک ریتم می گرفتند و این ترتیبی است که بعدها پس از ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال به صورت حرکت نمایشی انجام می دادند. قبلاً حتی از ۶۰ سال پیش اینها صداهایی از حنجره و گلو می ساختند و چون در صحرا سکوت خیلی زیاد بوده، مثلاً از فاصله ای به مقدار یک کیلومتر شنیده می شده است. در دوران شامان ها، آنها با این حرکات، ذکر خنجر و ساز درمانی و موسیقی درمانی نیز انجام می دادند. همچنین ما یک آئین پُرخوانی نیز داریم که از رقص خنجر برگرفته شده است و دارای حرکات ریتمیک است اما غزل خوان در این از روش دو بخشی استفاده می کند که در اوج بدون آنکه خسته شود، می خواند و کسی که اختلالِ حواس و اعصاب و روان پیدا کرده را دست بسته می آورند و در مقابل او حرکات نمایشیِ حمله با شمشیر را انجام می دهند تا او به یک حالت مَنگی برود و پس از آن اینطور که می گفتند آن فرد بیمار خوب می شده است.

  • برای آموزش و زنده نگه داشتن این آئین ها چه اقدامی شده است؟

هیچ اقدامی از طرف دولت انجام نشده است. اینها دارند از عشق و عاشقی ما استفاده می کنند. به طور شخصی در مورد آموزش از من درخواست می کنند و وقت می گیرند. در ابتدا در پارک ها آموزش می دادم اما به مدت ۸ سال است که به ما این امکان را می دهند که از سالن ها استفاده کنیم. وقتی ما از سالن ها استفاده می کنیم، آنها هم از ما خیلی استفاده می کنند. مثلاً وقتی فرمانداری مراسم دارد، به من اطلاع می دهند که بروم و اجرا کنم. یعنی الان هنر شرایط بهتری دارد اما در گذشته به ما به عنوان یک هنرمند یکبار مصرف نگاه می کردند. تحصیلات من فوق دیپلم اقتصاد اجتماعی است اما ۱۸ سال نان کمیته امداد را خوردم! و یک نفر پیدا نشد که به من بگوید با تحصیل و مهارت و هنری که دارم در صدا و سیما یا فضای آموزشی، آموزش دهم و فعالیت کنم. تنها کسانی که الان در بندر ترکمن برای این هنر تلاش می کنیم، دو نفر هستیم و در گنبد کاووس یک نفر است و در گُمیشان و شهرهای دیگر نیز کسی نیست که این فرهنگ را زنده نگه دارد، چون هیچ عایدی ندارد. برای آموزش و حفظ این فرهنگ و اجرای برنامه ها افراد معدودی را جمع می کنم و الان هم مجبور شدم به خواهر زاده هایم آموزش دهم، چون می ترسم اگر برای فرد غریبه و بچه های مردم در آموزش اتفاقی بیافتد، نتوانم پاسخگو باشم. خودم افراد گروه را بیمه می کنم، آموزش را در خانه خودم انجام می دهم و روزهایی برای تمرین اردویی به صحرا می رویم. روش من به این شکل است که به چند نفر آموزش می دهم و تلاش می کنم تا آنها نیز به دوستان دیگرشان آموزش دهند. ما در فرهنگ مان یِدِیِن داریم به معنای آموزش هفتایی که هفت نفر به هفت نفر به همدیگر آموزش می دهند تا برای اجراهایی که ناگهان اطلاع می دهند، آماده باشیم و به این منظور و از همان طریقِ آموزش هفتایی و از میان ۴۰-۵۰ نفر گروه را برای اجرای برنامه آماده می کنم تا دچار مشکلاتی مانند عدم حضور برخی اعضاء به دلیل مشکلات شخصی و خانوادگی که دارند نشویم.

  • از فرصت ها و چالش هایِ کرونا و اثر آن بر فعالیت های هنری تان بگویید؟

کرونا ما را نابود کرد و با یک کمک مالی مشکل حل نمی شود. من شب ها در اینستاگرام لایو اجرا می کردم و در زمینه اجرای کمدی برای مردم نمایش بازی می کردم و اجرا می کردم. کرونا باعث شد تا مردم قدر سلامتی و خوبی و گذشت را بدانند.

  • لطفاً کمی از مشکلات صنفی حرفه ای که این سال ها با آن دست به گریبان بودید بگویید.

کارت های هنری که به افراد توزیع کردند خوب بود اما مراد ما نبود. اغلب کسانی که این کارت ها را توزیع کردند از ما درباره افرادی که صلاحیت دریافت آن را دارند یا خیر نپرسیدند. در حالی که باید آنها آزمایش می شدند که چه می نوازند و چه می خوانند و در کجای هنر قرار دارند. الان فردی که دیروز آمده و یک ترانه می خواند با من که ۴۳ سال عمر خود را صرف هنر و حفظ آن کرده ام و حتی دچار مشکلاتِ طلاق و خانوادگی شده ام و از بابت این مشکلات واقعاً یک ضربه روحی مهلک خوردم، یکسان است. من را در حد کسانی قرار می دهند که از تمام کارهای آنها خبر دارم. در صورتی که وقتی در سال ۱۳۸۳ که من اختیاراتی داشتم از من درخواست کردند که نام هنرمندان را برای بیمه اعلام کنم، من ۴۶ نفر را که به حق نوازنده چیره دست دوتار، نی، آکاردئون و… بودند را معرفی کردم و نام آنها را به انجمن موسیقی، به آقای امام جمعه در تهران تحویل دادم و هیچ خجالت نکشیدیم اما الان کسانی که بیمه شده اند، شغل های متعدد دارند. هنرمند باید حرفه اش هنرمندی باشد تا اینکه بیاید بیمه شود. وقتی در ترکمن صحرا کسی نُت نمی شناخت، من در سال ۱۳۶۲ زبان موسیقی و تئوری آن را می دانستم و در ارتش کلارینت، طبل و شیپور می نواختم. از سوی دیگر به صورت آکادمیک در زمینه کارگردانی و بازیگری تحصیل کردم و در ۸ فیلم نقش اول را بازی کردم مانند آلاگُل، فرشته حکمت، بر باد رفته-محصول صدا و سیمای مرکز گرگان، تار و تار ساخته آقای اسدی، مختومقلی فرزند گینگ جای، سریال پائیز بلند ساخته آقای اسدی نسب، قدرت که در آن رقص خنجر را اجرا می کردم و یارش و… . آیا این فعالیت ها و سوابق من درخور توجه مناسب هنری نیست!؟

پایان متن/

عکس: سجاد خانی-محمد زمانی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.